نگاهم کن!
من دیگر آن باکره ی ترسو نیستم...!
فاحشه ای شده ام که هرشب٬
ذهن عریانش را به هرزگی می کشاند...
من دل بسته ام٬
به نفس های گرم و سینه ی ستبر دیوار اتاقم...!
این روزها
سکوتــــــــــــــــــ به سراغم آمده است...!!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:53 توسط نوا
|